فارسی
Perspective

ترامپ و هگست «جنگ تمام عیار» علیه ایران را آغاز کردند

پیت هگست، وزیر دفاع، در حال سخنرانی در یک نشست خبری در پنتاگون، دوشنبه، ۲ مارس ۲۰۲۶ در واشنگتن. [عکس از آسوشیتدپرس] [AP Photo/Mark Schiefelbein]

در طول سه روزی که از آغاز جنگ غیرقانونی و بدون ‌دلیل ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران می‌گذرد، ماهیت این حمله آشکار شده است: بمبارانی گسترده با هدف نابودی سیستماتیک دولت ایران و به انقیاد کشیدن کل جمعیت آن.

گزارش‌ها حاکی است که تنها در ۴۸ ساعت اول، نیروهای آمریکایی و اسرائیلی تقریباً ۱۲۰۰ هدف را مورد حمله قرار دادند و با استفاده از بمب‌های ۲۰۰۰ پوندی و وارد آوردن ضربات هدفمند دست به حذف و ترور رهبران ارشد سیاسی و نظامی زدند. این بمباران برای منفعل کردن پدافند هوایی و زیرساخت های حیاتی دفاع کشور — باتری‌های ضدهوایی، رادار، شبکه‌های ارتباطی و سیستم‌های فرماندهی و کنترل — جهت تدارک برای یورش های حتی مخرب تر متمرکز بوده است .

به گزارش فعالان حقوق بشر در ایران (هرانا)، تا بعد از ظهر دوشنبه به وقت شرق آمریکا، حداقل ۷۴۲ غیر نظامی از جمله ۱۷۶ کودک در ایران کشته و بیش از ۹۰۰ نفر زخمی شده‌اند.

ترامپ از این کشتار لذت برده است. او در مصاحبه با یک مجری تلویزیون کابلی، با تهدید صریح کشتارهای بسیار بزرگتر در آینده، گفت: «ما داریم حسابی آنها را لت و پار می کنیم.» «ما حتی ضربات سخت مان را علیه آنها شروع نکرده‌ایم... حمله بزرگ به زودی در راه است.» ترامپ اعلام کرده که این جنگ می‌تواند «چهار تا پنج هفته» و احتمالاً «بسیار طولانی‌تر» ادامه یابد. وی در پستی در شبکه‌های اجتماعی در اواخر دوشنبه شب اعلام کرد که «با ذخایر سلاح‌های ایالات متحده، جنگ‌ها را می شود 'برای همیشه' ادامه داد.»

ترامپ در مصاحبه با روزنامه راست افراطی نیویورک پست اعلام کرد: «من در مورد اعزام نیروهای زمینی به صحنه جنگ، هیچ دلواپسی ندارم. مثل رئیس جمهورهای دیگر که می‌گویند، 'هیچ نیروی زمینی به میدان فرستاده نخواهد شد.' من این را نمی‌گویم.» 

آتش‌افروزان در دولت ترامپ و متحدانشان در اسرائیل، کل منطقه را به آتش می‌کشند و تهدید می‌کنند که جهان را به فاجعه‌ای با ابعاد شگفت‌آور فرو ببرند.

توجیهات و «توضیحات» کاخ سفید روز به روز و حتی ساعت به ساعت تغییر می‌کند. ترامپ و دستیارانش نمی‌توانند روایت منسجمی از دلیل شروع این جنگ، اینکه پاسخگوی چه «تهدیدی» است یا به دنبال چه نتیجه‌ای هستند، ارائه دهند. خود ترامپ اذعان کرده است که برنامه‌هایش برای «گذار» پس از قتل آیت‌الله خامنه‌ای به خاطر کشته شدن همه افراد در رهبری دولت ایران، مختل شده است. 

آنچه در واشنگتن غالب است، گانگستریسم مطلق است. این محتوای سیاسی اولین جلسه توجیهی رسمی نظامی در پنتاگون از زمان شروع حمله بود که صبح دوشنبه برگزار شد. پیت هگست، وزیر جنگ، از این جلسه توجیهی استفاده کرد و اعلام کرد: «دو روز پیش، تحت هدایت و دستور مستقیم رئیس جمهور دونالد جی. ترامپ، وزارت جنگ عملیات خشم حماسی، مرگبارترین، پیچیده‌ترین و دقیق‌ترین عملیات هوایی در تاریخ را آغاز کرد.»

«مرگبارترین» عملیات هوایی در تاریخ؟ احتمالاً این به معنای مرگبارتر از قتل عام‌های بمب‌های آتش‌زا در جنگ جهانی دوم است، از جمله سوزاندن توکیو که حداقل ۰۰۰ ۱۰۰٫ نفر را کشت، و بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی که به ترتیب ۹۰٫۰۰۰ و ۶۰٫۰۰۰ نفر کشته بر جای گذاشت.

هگست در اظهارات خود به روشنی بیان کرد که هیچ مرزی وجود ندارد که ارتش آمریکا از آن عبور نکند. او با لاف زنی گفت: «جنگ کلا طبق شرایط ما پیش خواهد رفت، با حداکثر اختیارات، بدون قواعد احمقانه درگیری، بدون باتلاق ملت‌سازی، بدون تمرین ایجاد دموکراسی‌، بدون جنگ‌های از نظر سیاسی صحیح. ما برای پیروزی می‌جنگیم...»

این اعلامیه ای مبنی بر نیتِ به راه انداختن جنگ مانند آنچه نازی‌ها انجام دادند است. هگست، با تقلید از جوزف گوبلز، وزیر تبلیغات نازی‌ اعلام «جنگِ تمام‌عیار» می‌کند: ایالات متحده مقید به قوانین بین‌المللی یا داخلی نخواهد بود. این دقیقاً همان چیزی است که رایش سوم در قضاوت دادگاه نورنبرگ بدان محکوم شد: آغاز جنگ تهاجمی به عنوان «جنایت علیه صلح» — «بزرگ‌ترین جنایت بین‌المللی» — که در نهایت منجر به اعدام عاملان آن شد.

هگست تشنه خون، «خصلت جنگجویی» را ستود و اعلام کرد: «ما دیگر مدافع نیستیم. ما جنگجویانی هستیم که برای کشتن دشمن و درهم شکستن ارادهٔ او آموزش دیده‌ایم.» و در مقطعی، هگست اسرائیل را به عنوان «شرکای توانمند... که برخلاف بسیاری از متحدان سنتی ما که دست به دست می کنند و با تردید و دودلی دربارهٔ استفاده از زور سخن می‌گویند» » ستود. به بیان دیگر، نسل‌کشی اسرائیل در غزه قرار است الگوی برخورد با ایران باشد.

تمامی این نشست خبری لحنی تهدیدآمیز داشت: رژیمی که جنگی غیرقانونی را آغاز کرده و در حال تدارک برای کشتار جمعی است، همزمان اعلام می‌کند که مدیون هیچ توضیحی به مردم آمریکا نیست و هیچ پرسشی را تحمل نخواهد کرد. وقتی خبرنگاری به اظهارات ترامپ مبنی بر اینکه بمباران به مدت «چهار تا پنج هفته» ادامه خواهد داشت، اشاره کرد، هگست با تمسخر گفت که این یک «سؤال مچ گیرانه» است. کاخ سفید و پنتاگون هیچ محدودیتی برای اقدامات خود نمی‌شناسند، جز محدودیتی که قبلا ترامپ آن را «اصول اخلاقی» خود توصیف کرده بود.

آژانس بین‌المللی انرژی اتمی (IAEA) در تاریخ ۲ مارس،  پس از آنکه ایران ادعا کرد تأسیسات غنی‌سازی اورانیوم نطنز مورد حمله قرار گرفته است، یک جلسه اضطراری شورای حکام را برگزار کرد. رافائل گروسی، مدیرکل، در بیانیه خود هشدار داد که در صورت ادامه حملات به سایت‌های هسته‌ای، «ما نمی‌توانیم احتمال انتشار مواد رادیواکتیو با عواقب جدی، از جمله لزوم تخلیه مناطقی به بزرگی یا بزرگتر از شهرهای بزرگ را رد کنیم».

اظهارات هگست همچنین به مرحله بعدی تشدید تنش اشاره داشت. او با امتناع از کنار گذاشتن گزینه «نیروی زمینی»، اظهارات خود ترامپ را تکرار کرد و احتمال تهاجمی به رهبری آمریکا — یعنی یک جنگ زمینی تمام عیار علیه کشوری با حدود ۹۳ میلیون نفر جمعیت — را منتفی ندانست. 

حمله به عراق در سال ۲۰۰۳ با حدود ۰۰۰, ۱۴۵ سرباز آمریکایی آغاز شد که مقامات آمریکایی آن را تنها «بخشی از آنچه برای حمله به ایران مورد نیاز است» توصیف کردند. ایران بزرگتر، کوهستانی‌تر و پرجمعیت‌تر از عراق است و توانایی بسیار بیشتری برای ادامه مقاومت طولانی‌مدت دارد. هرگونه تلاش برای تغییر رژیم از طریق تسخیر زمینی، با هر معیار جدی، در ابتدا به چند صد هزار سرباز نیاز دارد و برای اشغال و کنترل داخلی، نیروهای بسیار بیشتری مورد نیاز است.

برنامه‌ریزی استاندارد ضدشورش و اشغال، توسط استراتژیست‌های امپریالیسم آمریکا، معیاری معادل تقریباً ۲۰ تا ۲۵ پرسنل امنیتی به ازای هر ۱۰۰۰ نفر ساکن را در نظر می‌گیرد؛ که با اعمال آن بر جمعیت ایران، به معنای حضور کلی تقریباً ۹.۱ تا ۳ . ۲ میلیون سرباز است.

جنگی در این مقیاس بدون تبعیت کامل جامعه آمریکا از جنگ، امکان‌پذیر نیست. هزینه‌های هنگفت آن از طریق حمله گسترده به طبقه کارگر تحمیل خواهد شد. در عین حال، دولت مجبور خواهد شد مخالفان را با زور سرکوب کند. یک جنگ طولانی مدت علیه کشوری با ۹۳ میلیون نفر جمعیت، نه تنها به بمب و نیرو در خارج از کشور، بلکه در داخل کشور به یک حکومت پلیسی ددمنش نیز نیاز دارد.

جنایتکاری محض سیاست خارجی دولت ترامپ، از جنگ علیه قانون اساسی و حقوق دموکراتیک در ایالات متحده جدایی‌ناپذیر است. این رژیم آشکارا در حال تدارک برای تقلب در انتخابات ۲۰۲۶ — یا حتی تعلیق کامل آن — از طریق ادعاهای ساختگی مبنی بر این که رأی‌دهی گسترده توسط «بیگانگان غیرقانونی» است، در حالی که تهدید می‌کند مخالفانِ سیاست‌های جنگ، ریاضت اقتصادی و سرکوب اش ، به‌صورت دسته‌جمعی بازداشت خواهند شد.

رژیم ترامپ جنگی را آغاز کرده است که پیامدهای آن را نه پیش‌بینی و نه کنترل می‌کند. در رفتار آن عنصری از جنون دیده می‌شود، جنونی که ریشه در منافع طبقاتی دارد. جنگ علیه ایران از ده‌ها سال تجاوز گسترده ایالات متحده سرچشمه می‌گیرد، که با نیاز امپریالیسم آمریکا برای مقابله با زوال اقتصادی خود از طریق خشونت نظامی هدایت می‌شود.

همزمان، دولت ترامپ با بحران سیاسی فزاینده‌ای در داخل کشور مواجه است که با افشاگری‌های اپستین شدت یافته، و هر پردهٔ باقی‌مانده از عملکردهای یک الیگارشی جنایتکار را از هم دریده است. دولتی که غرق در جنایات شده و با خشم فزاینده عمومی تهدید می‌شود، همانطور عمل می‌کند که چنین دولت‌هایی همیشه عمل می‌کنند: نجات خود را در جنگ جستجو می کند.

در رسانه‌های شرکتی و در سراسر نهادهای سیاسی، هیچ توضیح جدی، چه رسد به کیفرخواست، در باره ریشه‌ها و پیامدهای این جنگ وجود ندارد: نه برای مردم ایران، نه برای منطقه‌ای که در معرض شعله‌ور شدن قرار گرفته و نه برای کل جهان.

این حزب دموکرات نیست که ترامپ از آن می‌ترسد. او به خوبی می‌داند که رهبری دموکرات‌ها به زانو درآمده و تنها برای کسب جایگاهی دور میز جنگ التماس می‌کند. این هفته، دموکرات‌های سنا و مجلس نمایندگان، با پیگیری دو نمایش سیاسی جداگانه، وانمود می‌کنند که با جنگ مخالفند، اما در واقع هیچ کاری نمی‌کنند.

سنا قرار است بر سر قانونی تحت عنوان قانون اختیارات جنگ که اقدامات ترامپ در ایران را محدود می‌کند، رأی‌گیری کند. حتی اگر این قانون تصویب شود — که احتمال آن کم است — به حد نصاب لازم برای غلبه بر وتوی اجتناب‌ناپذیر ترامپ نخواهد رسید. دموکرات‌های مجلس نمایندگان با ارائه لایحه «ضد جنگ» خود به عنوان یک قطعنامه صرف، که فاقد قدرت قانونی است و کوچکترین مانعی در برابر جنگ جنایتکارانه ترامپ ایجاد نمی‌کند، از این مشکل احتراز کردند.

این امر مخالفت با جنگ نیست، بلکه همکاری با آن است. حزب دموکرات، حزبی است وابسته به وال‌استریت و امپریالیسم آمریکا. این حزب از همان منافع طبقاتی حمایت می‌کند که جمهوری‌خواهان از آن دفاع می‌کنند و متعهد به عملیات جهانی نظامی‌گری آمریکا است. ترس اصلی این حزب نه جنگ و دیکتاتوری ترامپ، بلکه ظهور جنبشی از پایین است.

بحران رو به تشدید جنگ ضرورت بیانیه‌ای را که دیروز کمیته ملی حزب  برابری سوسیالیستی، با عنوان «جنگ جنایتکارانهٔ آمریکا و اسرائیل علیه ایران را متوقف کنید!» منتشر کرد، برجسته می‌سازد. این بیانیه پایه‌ای را که بر اساس آن باید مبارزه با جنگ را پیش برد، تشریح کرده است:

اول، مبارزه علیه جنگ باید بر اساس طبقه کارگر، بزرگ‌ترین نیروی انقلابی جامعه، و با متحد کردن تمام عناصر مترقی جمعیت در پشت سر آن باشد.

دوم، جنبش جدید ضد جنگ باید ضد سرمایه‌داری و سوسیالیستی باشد، زیرا هیچ مبارزه جدی علیه جنگ نمی‌تواند وجود داشته باشد مگر در مبارزه برای پایان دادن به دیکتاتوری سرمایه مالی و نظام اقتصادی که مولدِ اصلی نظامی‌گری و جنگ است.

سوم، جنبش جدید ضد جنگ باید کاملاً و قاطعانه مستقل از و مخالف همه احزاب و سازمان‌های سیاسی طبقه سرمایه‌دار باشد. 

چهارم، جنبش جدید ضد جنگ، بیش از هر چیز، باید بین‌المللی باشد و قدرت عظیم طبقه کارگر را در یک مبارزه جهانی متحد علیه امپریالیسم بسیج کند.

ما از کارگران و جوانان می‌خواهیم که علیه این جنگ جنایتکارانه و کل تهاجم آمریکا و اسرائیل به خاورمیانه بسیج شوند. کارخانه‌ها، بنادر، مراکز لجستیکی، مدارس و بیمارستان‌ها باید به کانون‌های بحث و مقاومت سازمان‌یافته تبدیل شوند. جلسات برگزار کنید و خواستار توقف فوری این جنگ شوید. دروغ‌هایی را که این تجاوز را توجیه می‌کنند، افشا کنید، هرگونه تلاش برای ساکت کردن مخالفان را رد کنید و به مبارزه برای یک برنامه سوسیالیستی بین‌المللی علیه جنگ و دیکتاتوری بپیوندید.

به حرب برابری سوسیالیستی بپیوندید.

Loading